کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنم

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنم
شب کنارت تا سحر بیدار روشن می کنم

در نبودت غرق اشکم سیل ما را می برد
گوشی ام را از غمت هر بار روشن می کنم

هر پیامی می زند آتش به جانم جان تو
تا بگیرم از تو هی آمار روشن می کنم

می کشم هی نخ به نخ پاکت به پاکت باکس باکس
در نبودت توی غم خروار روشن می کنم

زیر چشم و رنگ لب مشکی شده با خاطرات
بی تو هی سیگار با سیگار روشن می کنم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۲)

فاصله قلب مرا می کند این بار جدامی دهد رفتنش آزارم و انکار ج...

ای مرهم زخمِ دل ناشاد کجایی؟دارم دل خون از همه بیداد کجایی؟غ...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_42پاکت رو پرت کردم عربده زدم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

سناریو: ماه سرخ

اخرین بازمانده

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط