یک استادی داشتیم میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم

یک استادی داشتیم میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر میکنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد؟خودم یا مرده شور؟

دنیا همین قدر غیر قابل پیش بینی و پست است.
دیدگاه ها (۷)

🎥کاش چهارتا منبر این شکلی هم می‌شنیدیمکاش چهارتا کارشناس که ...

«من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخش...

از فرار مخفیانه ترامپ در کانتینر غذایی تا قرار دادن سامانه د...

‏🐿‏[۰۰:۲۳ به وقت کره]•استیکر•امروز یه کارمند ازم پرسید که آی...

هر فرزندی گوهری به نام های پدر و مادر در زندگی اش وجود دارد ...

قبولی تیزهوشان قم موسسه دکتر فرمانی کودکان هوشمند

هان رو امروز بخاطر اینکه دکمه کتش باز شده دعوا کردن بچه اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط