🌺کم کم بساط ناهار🥘 که چه عرض کنم عصرانه پهن شد. انواع و ا

🌺کم کم بساط ناهار🥘 که چه عرض کنم عصرانه پهن شد. انواع و اقسام غذاها از گوشت کبابی🍗 تا خورشتی🍲 و برنج🍚 با طبخ های مختلف.

🌺 واقعاً بلوچ‌ها در مهمان نوازی بی نظیرند. خانواده‌ای که تمام دارایی اش چند درخت نخل🌴 و تعدادی بز لاغر🐐 است برای مهمانان ناخوانده ای مثل ما چه ها که نمی کند! 😳

🌺 این چیزی جز محبت صادقانه😍 است؟ سر سفره متحیریم از کدام غذا بخوریم؟؟؟ ظرفیت معده محدود و صاحبخانه هم مرتب غذاهای مختلف تعارف می کرد. هر چه هم می‌گوییم دست✋ ما می‌رسد و خودمان برمی‌داریم بیخیال نمی‌شود 😩

🌺همه‌چیز داشت به خوبی جلو میرفت که ناگهان چشم صاحبخانه به گوشت کباب شده ای 🍗که هنوز دست نخورده بود افتاد آن را برداشت و جلوی ما گذاشت و خواست که همه آن را بخوریم🤢 دیگر نمی توانستیم به خوردن ادامه دهیم...
#بریده_کتاب #نیمه_پنهان_مکران
پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی
@maghar98
#خاص #جذاب #عکس #خلاقانه #هنر
دیدگاه ها (۱)

🌟در نخیله بود. با معاویه نشسته بود زیر سایه چند نخل. معاویه ...

🦋کم کم صدای تیر اندازی ها بیشتر و بیشتر می شد!!ساختمان می لر...

🛣قرار بود برویم منطقه ای بنام "شیخ نجار". آنجا را به شهرک من...

گلچینی رؤیا بر انگیز از کتاب سه دقیقه در قیامت:من وارد باغی ...

9 توصیه سرآشپز برای خوش‌طعم کردن گوشتاگر می خواهید از طعم گو...

🌸صمد می‌رفت و می‌آمد خبرهای بد می آورد. یک شب رفت سراغ همسای...

⚽️تکه ابری داشت به ماه نزدیک می شد. سر کوچه بعدی, سایه یک شب...

در کتاب « به مجنون گفتم زنده بمان» قسمتی از نجوا های همسر شه...

🦽صبوره چاره‌ای ندارد یا باید جواب مادر و برادرش را می‌داد، ی...

🔆دخترک از پنجره بیرون را نگاه کرد. آفتاب با گلهای درخشان باغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط