تنها یک آغوش میخواهم

تنها یک آغوش میخواهم

از تمام ..

این هستی! ...هستی ؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو ...

جمعه سرد است ولی، یاد تو تنها کاریستکه به سرمای غروبش ضربان ...

ای در دل من رفته چو خون در رَگ و پوستهرچ آن به سر آیدم زِ دس...

حرف آخر؛یک دعا،یک آرزو،یک خواسته،دوست دارم خوب باشیخوب باشد ...

این داستان : اغوش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط