فصل چهارم قسمت پنجم ستاره من

فصل چهارم قسمت پنجم ستاره من




یک هفته بعد:

آی : وای جنازه شدم فیلمبرداری فرداعه باید کل سعیمو بکنم
ایچیگو سایتو: آی تا همینجا کافیه از همون اول نیازی به تمرین نداشتی چون اولین باری که تمرین کردی فوق العاده بودی فکرشم نمیکردم که انقدر فوق العاده باشی
آی : باشه رئیس
هیکارو در ذهنش: حالا که کلی تمرین کردم داخل فیلمبرداری جوری میدرخشم که همه محو من شن و خانم هوشینو هم عاشق من بشه
آی : خب رئیس بریم خونه؟
ایچیگو سایتو: آره بریم
آی : هورااااااااااآ
ایچیگو سایتو: داری چی میگی برای خودت کلی کار داری که باید انجام بدیم تازه باید به گروه بی کوماچی هم برگردی
آی: نههههه‍ه آخه چرا الان ساعت ۱۰ شبه
ایچیگو سایتو: درسته ساعت ۱۰ شبه ولی کلی کار داریم بدو بیا تا ساعت ۱۱ شب کار داریم آی یکم وقت میبره تا گروهتو راضی کنم که تورو برگردونن
آی : باشه رئیس
ایچیگو سایتو: آفرین حالا باید بریم راضیشون کنیم

بعد از کلی جرو بحث و راضی کردنشون:

آی : رئیس میدونستین ساعت ۲شبه؟
ایچیگو سایتو: آره میدونستم نمیدونستم که قراره انقدر طول بکشه تا راضی شن
آی : آره من خیلی خسته ام من میرم بخوابم
ایچیگو سایتو: باشه منم برم بخوابم....... ادامه دارد
دیدگاه ها (۵)

فصل چهارم قسمت ششم۸ صبح:ایچیگو سایتو : آی پاشووووووآی : رئیس...

فصل چهارم قسمت هفتمبعد از عکس برداری:آی در ذهنش : حالم خیلی ...

فصل چهارم قسمت چهارم ستاره منبعد از کلی تمرین ساعت ۱۰ شب...

فصل چهار قسمت سوم ستاره منآی : خب شروع کنیمبعد کلی باز...

پارت هشتم ستاره منآی رفت خونه ایچیگو سایتو گفت سلام آی هم گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط