چایی مینوشیدم و یادش افتادم

چایی مینوشیدم و یادش افتادم
یکباره دلتنگش شدم
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند
لبخند تلخی زدم و گفتم : چقدر داغ بود !
دیدگاه ها (۱)

ضبط میکنــم تمــام حــرف هــایــت رانــه بــرای روزهای بی تـ...

اَز بَس که دوستت دارمفکر میکنمدیگر هیچ دوست داشتنیهَمرَنگ...

آسمان نمی داند که منهر شب رأس قرار عاشقیدر ساعت صفر دلتنگییا...

این روزهابا هرکه دوست میشومفکر میکنمآن قدر دوست بوده ایمکه و...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

💘⛓️... -داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:) و اشک د...

عشقی دوبارهp²⁰"ویو یونا"اون دختره عوضی بهم سیلی زدپاشدم و لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط