اولین حیوون خونگی پرندم بود که ما یه رو رفتیم یه جایی که
اولین حیوون خونگی پرندم بود که ما یه رو رفتیم یه جایی که مثل بهشت بود اونجا نشستیم اصلا صاحب نداشت به خاطر همین نمیدونستم اسم اونجا چیه یه پرنده دیدم آبی بود فهمیدم مرغ عشقه خیلی دلم براش سوخت چون معلوم بود که تنهاست ( این غضبه مال سال ها پیش هست )منم شیطونی کردم و یواشکی چون مامانم بهم گفته بود تا ۱۴ سالگی نمیتونی حیوان خونگی داشته باشی خلاصه یواشکی برش داشتم و گزاشتم داخل یه جعبه اون جعبه خیلی درش بسته بود نمدونم چطوری پرنده دووم اورد خلاصه توی ماشین بودیم و در حال حرکت بودیم که صدای جیک جیکش تموم دنیارو برداشت مامانم گفت این صدا از کجا میاد بابام فهمیده من به کارایی کردم خواست از طرف داری کنه گفت حتما صدای بیرون هست مامانم فهمید ولی به رو خودش نیورد بعد که رسیدیم خونه مامانم بهم گفت حالا بهم بگو اسم مرغ عشقتو چی گزاشتی من انقدر ترسیدم بهم گفت اشکالی نداره ولی دیگه شیطونی نکن
همون شد که من اسم مرغ عشق آبیم رو گزاشتم( موچول)
همون شد که من اسم مرغ عشق آبیم رو گزاشتم( موچول)
- ۶.۱k
- ۲۹ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط