پارت ۳
پارت ۳
ویو هیونجین
جانشینی این بود که یکی از کار های که گاد میگفت رو انجام بدم
به ان سرزمین که رسیدم
چرا من باید به حرف هایه موجودی که نه دستی داره نه پایی نه حتی دیده میشه و فقط یک نوره توجه کنم؟
ولی خب
این یکی از شرط هایه پدرمه
اگه قبولش کنم میتونم با لیکس ازدواج کنم
پس
می ارزه
اونجا جنگل بود گل ها رود خونه ها و هوایه ابی و ابر هایه بزرگ
واوووووووو
چقدر کصل کننده
یعنی اینجا ققنوس هایه اتشین
یا فاحشه خونه یا مشروب نداره؟
به سمت جایی که همه فرشته ها جمع شودن رفتم همشون بال داشتن به جز دونفرشون
چی؟
مگه داریم؟
فرشته بی بال؟
اوه حطما یه موجود جدید افریده
نزدیک رفتم حرفاش تا جایی منطقی بودن اما
وقتی گفتن جلویه اون موجودات بی بال سجده کنم ........
هیون:من هزاران سال عبادت کردم چرا باید جلویه این موجودات ناچیز سجده کنم ؟
گاد: این یک شرطه اگه نتونی قبول کنی جایگاه پدرت به تو نمیرسه
هیون : باشه اما منم شرط دارم!.
گاد:کسی جز من شرط نمیزاره
هیونجین عصبی شود اونقدری که جرعت کرد صدا بلند کنه و با عصبانی گفت
هیون: میدونی که میتونم بال تمام این فرشته هارو بسوزونم
صدایه هین کشیدن و پچ پچ هایه فرشته ها بلند شود و ترسیده به همدیگه نگاه میکردند
فیلیکس هم با اتعجب به اون ها نگاه میکر تاحالا فرزند ابلیس رو ندیده بود و حرف هایه اونخا براش جالب بود
اما
اون هم ترسید
گاد:شرطط رو بگو
هیون :یکی از اونا رو میخام
و بعد به فرشته ها اشاره کرد
فسیل شدید؟
یا بیشتر کشش بدم
راستی این پارتو خودم نوشتم ولی پارت بعد رو اونیکی نویسنده گلمون مینویسه
ویو هیونجین
جانشینی این بود که یکی از کار های که گاد میگفت رو انجام بدم
به ان سرزمین که رسیدم
چرا من باید به حرف هایه موجودی که نه دستی داره نه پایی نه حتی دیده میشه و فقط یک نوره توجه کنم؟
ولی خب
این یکی از شرط هایه پدرمه
اگه قبولش کنم میتونم با لیکس ازدواج کنم
پس
می ارزه
اونجا جنگل بود گل ها رود خونه ها و هوایه ابی و ابر هایه بزرگ
واوووووووو
چقدر کصل کننده
یعنی اینجا ققنوس هایه اتشین
یا فاحشه خونه یا مشروب نداره؟
به سمت جایی که همه فرشته ها جمع شودن رفتم همشون بال داشتن به جز دونفرشون
چی؟
مگه داریم؟
فرشته بی بال؟
اوه حطما یه موجود جدید افریده
نزدیک رفتم حرفاش تا جایی منطقی بودن اما
وقتی گفتن جلویه اون موجودات بی بال سجده کنم ........
هیون:من هزاران سال عبادت کردم چرا باید جلویه این موجودات ناچیز سجده کنم ؟
گاد: این یک شرطه اگه نتونی قبول کنی جایگاه پدرت به تو نمیرسه
هیون : باشه اما منم شرط دارم!.
گاد:کسی جز من شرط نمیزاره
هیونجین عصبی شود اونقدری که جرعت کرد صدا بلند کنه و با عصبانی گفت
هیون: میدونی که میتونم بال تمام این فرشته هارو بسوزونم
صدایه هین کشیدن و پچ پچ هایه فرشته ها بلند شود و ترسیده به همدیگه نگاه میکردند
فیلیکس هم با اتعجب به اون ها نگاه میکر تاحالا فرزند ابلیس رو ندیده بود و حرف هایه اونخا براش جالب بود
اما
اون هم ترسید
گاد:شرطط رو بگو
هیون :یکی از اونا رو میخام
و بعد به فرشته ها اشاره کرد
فسیل شدید؟
یا بیشتر کشش بدم
راستی این پارتو خودم نوشتم ولی پارت بعد رو اونیکی نویسنده گلمون مینویسه
- ۲۴۳
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط