Part
Part:99
سوبین : سلام به همگیییی
لارا : خانوم خانوما سلام
تهیونگ : چهره نور افراز شمارا دیدیدم
سوبین : ایششش
اجوما : بفرمائید سر سفره
لارا : آجوما چطوری
آجوما : ممنون خوبم
تهیونگ : به هیچی خونه خود آدم نمیشه
مادرته : عا بچه ها خوبه دوباره دور هم جمع شدیم
کوک : ما که همیشه پیش همیم
مادرته : هعی راس میگی
سوبین : صدا نمیاد
هانی : عاره صدای جیغ
لارا : یکی داره بیرون جیغ میکشه
ویو لورا بیرون*
لورا: رفتم که با سگا بازی کنم اما یهو زنجیراشونو پاره کردنو افتادن دنبالم
لورا : جیغغغغغ کمکککک مامانی
نگهبانا : سگارو بگیرین
تهیونگ : چه خبره
نگهبانا : قربان سگا وحشی شدن افتاد دنبال اون خانوم
لورا : کمک یا جد سادات
کوک : آروم آروم رفتم جلو که یهو
لورا : دیدم جئون داره میاد سمتم من بدو بدو رفتم سمتشو پریدم بغلش سگاهم تا اونو دیدن فرار کردن
کوک : چیکار میکنی بیا پایین
لورا : م..من..ببخشید
آجوما : دخترممم(داد*
لورا : مامان (نفس نفس)
لارا : خوبی لورا
لورا : خوبم
هانی : کوک خوبی لورا خوبی؟
تهیونگ : گفت خوبه این سگارو هم ببرین اونور
نگهبانا : چشم
تهبونگ : بیاید برید داخل
آجوما : بیا دخترم بیا
لورا : مامان من میرم اتاقم
آجوما : باشه باشه
تهیونگ : منم میرم
لارا : وایسا کجا
تهیونگ : وا سر کار
لارا : اما کامل خوب نشدی
تهیونگ : قشنگم من عالیم اگه دوروز دیگه تو تخت بمونم زخم بستر میگیرم پس من میرم
لارا : باشه
هانی : لارا بیا
لارا : باشه
هانی : بیا بریم حیاط سوبین پاشو
سوبین : قشنگم
هانی : پاشو
لارا : پاشو بابا
سوبین : خب اومدیم حیاط چی شد
هانی : لارا دیشب برات توضیح دادم
لارا : هعی پس دخترمون عاشق شده
سوبین : هعی درسته از همتون کوچیک ترم ولی این دلیل زورگویی نیست.
هانی : دختر میگه طرف مافیاست روزی هزار نفرو گول میزنه
سوبین : اما (زینگ زینگ زبنگ )
سوبین : گوشیم زنگ میزنه یه لحظه
هانی : هعی باتو حرف میزنیم
سوبین : الو الو چی میخوای
الکس : دلم برات تنگ شده
سوبین : به درک
الکس : عجبا خشگلم باز ناراحته خب روحم خدافظ شب میبینمت
سوبین : سلام به همگیییی
لارا : خانوم خانوما سلام
تهیونگ : چهره نور افراز شمارا دیدیدم
سوبین : ایششش
اجوما : بفرمائید سر سفره
لارا : آجوما چطوری
آجوما : ممنون خوبم
تهیونگ : به هیچی خونه خود آدم نمیشه
مادرته : عا بچه ها خوبه دوباره دور هم جمع شدیم
کوک : ما که همیشه پیش همیم
مادرته : هعی راس میگی
سوبین : صدا نمیاد
هانی : عاره صدای جیغ
لارا : یکی داره بیرون جیغ میکشه
ویو لورا بیرون*
لورا: رفتم که با سگا بازی کنم اما یهو زنجیراشونو پاره کردنو افتادن دنبالم
لورا : جیغغغغغ کمکککک مامانی
نگهبانا : سگارو بگیرین
تهیونگ : چه خبره
نگهبانا : قربان سگا وحشی شدن افتاد دنبال اون خانوم
لورا : کمک یا جد سادات
کوک : آروم آروم رفتم جلو که یهو
لورا : دیدم جئون داره میاد سمتم من بدو بدو رفتم سمتشو پریدم بغلش سگاهم تا اونو دیدن فرار کردن
کوک : چیکار میکنی بیا پایین
لورا : م..من..ببخشید
آجوما : دخترممم(داد*
لورا : مامان (نفس نفس)
لارا : خوبی لورا
لورا : خوبم
هانی : کوک خوبی لورا خوبی؟
تهیونگ : گفت خوبه این سگارو هم ببرین اونور
نگهبانا : چشم
تهبونگ : بیاید برید داخل
آجوما : بیا دخترم بیا
لورا : مامان من میرم اتاقم
آجوما : باشه باشه
تهیونگ : منم میرم
لارا : وایسا کجا
تهیونگ : وا سر کار
لارا : اما کامل خوب نشدی
تهیونگ : قشنگم من عالیم اگه دوروز دیگه تو تخت بمونم زخم بستر میگیرم پس من میرم
لارا : باشه
هانی : لارا بیا
لارا : باشه
هانی : بیا بریم حیاط سوبین پاشو
سوبین : قشنگم
هانی : پاشو
لارا : پاشو بابا
سوبین : خب اومدیم حیاط چی شد
هانی : لارا دیشب برات توضیح دادم
لارا : هعی پس دخترمون عاشق شده
سوبین : هعی درسته از همتون کوچیک ترم ولی این دلیل زورگویی نیست.
هانی : دختر میگه طرف مافیاست روزی هزار نفرو گول میزنه
سوبین : اما (زینگ زینگ زبنگ )
سوبین : گوشیم زنگ میزنه یه لحظه
هانی : هعی باتو حرف میزنیم
سوبین : الو الو چی میخوای
الکس : دلم برات تنگ شده
سوبین : به درک
الکس : عجبا خشگلم باز ناراحته خب روحم خدافظ شب میبینمت
- ۶.۰k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط