سرنوشت پارت(۶)

سرنوشت پارت(۶)
ویو تهیونگ:
بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رفتم تا به کارام برسم بعد ۱ ساعت کارام تموم شد رفتم تو اتاق که دیدم هنوز خوابه اخی وقتی خوابه خیلی نازه اه تهیونگ داری چی میگی سریع در اتاقو بستم رفتم تا براش دمنوش درست کنم رفتم طبقه پایین و دمنوشو درست کردم رفتم بالا در اتاقشو باز کردم نشستم رو تخت بهش خیره شده بودم دلم نمیومد بیدارش کنم خیلی ناز بود با اون پوست گندمیش موهای بلنده خرماییش جلوی صورتش بود زدمش کنار و دستمو رو پیشونیش گزاشتم وای چقدر داغ بود با سرعت از اتاق اومدم بیرون رفتم یه حوله اوردم با اب سرد رفتم بالا و گزاشتم رو پیشونیش بعد اینکه تبش خوابید خواستم برم بیرون تا یکم دیگه استراحت کنه ولی با حرفایی که زد جا خوردم

ا/ت:ن ننکن خ.خواهش م.مم میکنم م.من نم م.میخوام د.دخترو.نگیم رو از دست بدم(با گریه توی خواب)

دستام مثل فیریزر یخ شده بودن تازه فهمیدم چه اتفاقی براش افتاده
سریع سمتش پا تند کردم بیدارش کردم بهش یه لیوان اب دادم گفتم:
تهیونگ:هیسس هیچی نیست هی اروم باش دختر هیچی نیست
پایان ویو

با صدای تهیونگ به خودم اومدم از جام پریدم
با بغض رفتم بغلش گفتم
ا/ت:ت.تهیونگ (اروم گریه)
تهیونگ:جانم هیس اروم باش چیشده؟
ا/ت:تهیونگ من دیگه دختر نیستم(گریه فراوان)
تهیونگ با شنیدن این جمله ا/ت فهمید خیلی جدیه
تهیونگ گفت
تهیونگ:
دیدگاه ها (۰)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت. ۳۱

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط