من اینهمه از سیگار می نویسم...

من اینهمه از سیگار می نویسم...

اما تو اینهمه رو "از سیگار" نخون...

تو همرو "از دردام" بخون...

"از خنجرایی که از پشت بهم زدن"

"از خیانتایی که جلو چشمام مرتکب شدن و تو چشمم خیره منتظر موندن فراموش کنم...

از دروغایی که به رو نیاوردم و فکر کردن نمی فهمم ، شاخدارترش کردن...

از تنهایی شب تا صبحم و از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم...

از آهنگی که ساعت ها پشت سر هم بی توجه تو گوشم پلی شد...

از اشکایی که تو اوج سردرد ناخودآگاه سرازیر شدن و از بالشم که زیر مشتای عصبانیم صداش در

نیومد...

آره عزیزم ، تو "از سیگار" نخون... من اینهمه از سیگار می نویسم ، اما ، سیگار بهانه ست... تو بفهم اینهمه درد رو... تو بفهم این همه درد رو....
دیدگاه ها (۴۷)

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

اگه همش از سیگار مینویسم...اما تو اینهمه رو "از سیگار" نخون....

رمان دخترای شیطون پارت_۷۸بهنود:آااااا رزا شوهرت چرا نمیفهمه ...

یه سلام از جنس تنهایییه سلام بدون آب و رنگیه سلام خشک و خالی...

پارت ۲۹

جودایی دوباره ( اما یه روزه نگران نباشید😁😅) پارت9چویا:هی بف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط