Part

Part:100
هانی : کی بود
سوبین : دوستم
لارا : آها دوستت
سوبین : آخ آخ سرم میرم استراحت کنممم
سوبین : بدو بدو رفتم بالا داخل اتاق نمیدونم چرا وقتی روحم یا خشگلم صدام میکنه قبلم از قبل تند تر میزنه انگار دارم سکته میکنم یعنی واقعا عاشق شدم؟ لعنتی
کوک : خب خب چی شد چی گفت
لارا : بعید میدونم دوسش داشته باشه
تهیونگ : چه خبره
کوک : خب قول دادم بهت نگم ولی میگم موضوع الکسه
ته : الکس این حروم زاده از کجا پیداش شده
کوک : این خانوما رفتن مهمونی اونم مهمونی الکس حالا این حرومی افتاده دنبال سوبین میخواد بازیش بده
ته : اون آشغال لعنتی باید با سوبین حرف بزنم
کوک : نه ما باهاش حرف زدیم اگه توئم بری فکر میکنه خبریه کنجکاو میشه نه ولش کنیم
سوبین : چی شده درمورد چی حرف میزنین
لارا : عاعا جناب سرت درد میکرد
یوبین : خوب شودمممم
نینا : هی من خوبم (خوابم)میاد
هانی : پس منو بچم رفتیم بخوابیم شوهری توئم بیااااا
کوک : بای بای
تهیونگ : لارا پاشو پاشو بریم
لارا : خیلی خب پاشو بریم
مادرته : هم من رفتم
لورا : واسا مامان منم بیام
سوبین : همه خوابیدن منم برم سینگلی درد بی درمونییییی
سوبین : رفتم اتاق تو جام وول میخوردم تا ساعت سه شه و بیاد زمان دیر می‌گذشت
تو خودم بودم فکر میکردمو فکر اما چه فایده ساعت چهار شد ولی نیومد زیر قولش زد گریم گرفت که یهو گوشیم زنگ زد وای زنگ زد خدا جونننن
سوبین : الو
الکس : لباساتو عوض کن بپر پایین
سوبین : برو بابا
الکس : پایینم بدو
سوبین : باشه باشه خدافظ
سوبین : بلند شدم لباسامو پوشیدم یکم آرایش کردمو رفتم خشگل شده بود رفتم پایین درو باز کردم رفتم بیرون
دیدگاه ها (۰)

Part:101الکس : اومدی سوبین : خب عوض کردمالکس : ماتم برده بود...

Part:102تهیونگ : بخواب خشگل بخوابلارا : شبت بخیرویو فردا صبح...

Part:99سوبین : سلام به همگییییلارا : خانوم خانوما سلام تهیون...

Part:98الکس : ببین میام یا نه سوبین : هوفففف خدافظالکس : برو...

Part:155سوبین : هوف اصلا یادم رفته بودا ولی رئیس راست میگه چ...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط