« شعر از خودم »
« شعر از خودم »
رفتی برو ای بی وفا،من هم روم سوی خدا*
گفتی نمی گردی جدا،گشتی جدا ای بی وفا*
گفتی مرا هر صبح و شب،بی تو شوم بی تاب و تب*
رفتی چه آسان بی سبب،رویی نکردی سوی ما*
آخر گناهم را بگو ، آن اشتباهم را بگو*
کج رفته راهم را بگو،تا بشکنم این دست و پا*
گر بوده ای تقصیر کار،از چه مرا بردی به دار*
عاشق کشی رسم است یار،بسمی تعالی بی چرا*
دل خوش به قولت بوده ام،با تو همی آسوده ام*
رفتی به غم آلوده ام،بر چیده شد از دل صفا*
خنجر بگیرم دست خویش،دل را نمایم ریش ریش*
تا بر ندارد پای پیش، باشد کند دیگر حیا*
لالی نزن بر سر دگر ، آن یار آید از سفر*
دستی به درگاهش ببر،شاید اجابت شد دعا*
«قالب شعر غزل»
سلام دوستان،شب خوش.
راستش امروز تصمیم گرفتم واسه همیشه از ویس برم.از سال گذشته که مفتخر به حضور در جمع خانواده ویس شدم چه خاطرات متنوعی ماندگار شد.از میون شبکه های اجتماعی حقیقتا ویسگون سالمترین و پاکترین فضای مجازیه.همه به همدیگه محبت میکنن و عاشقانه همدیگه رو دوست دارن.البته واسه من فرصت مغتنمی بود که علاوه بر بر قراری ارتباط و دوستی و نزدیکی با خیلی از اعضای ویس،فضایی ایجاد شد تا مجموعه اشعارم در قالب غزل،دوبیتی،مثنوی،قصیده و مسمط رو به معرض نگاه گرمتون برسونم و شما هم لطف کردین و نقطه نظراتتون را بیان کردین.اما تصمیم خداحافظی صرفا به خاطر مشغله کاری و گرفتاری های روزمره بود به خاطر اینکه خیلی وقت نداشتم جواب لایک ها و کامنت های محبت آمیزتون رو بدم گفتم زحمت رو کم کنم و از همتون حلالیت به طلبم....
اما به خاطر لطف بیش از حد دوستان چه از طریق کامنت ها توی ویس و لاین و چه تعهد اخلاقی ناچار به اطاعت دستور شما دوستان شدم.
پس خوشحالم که همچنان در جمع شما دوستان مهربون هستم.ارادت بنده رو پذیرا باشید.
رفتی برو ای بی وفا،من هم روم سوی خدا*
گفتی نمی گردی جدا،گشتی جدا ای بی وفا*
گفتی مرا هر صبح و شب،بی تو شوم بی تاب و تب*
رفتی چه آسان بی سبب،رویی نکردی سوی ما*
آخر گناهم را بگو ، آن اشتباهم را بگو*
کج رفته راهم را بگو،تا بشکنم این دست و پا*
گر بوده ای تقصیر کار،از چه مرا بردی به دار*
عاشق کشی رسم است یار،بسمی تعالی بی چرا*
دل خوش به قولت بوده ام،با تو همی آسوده ام*
رفتی به غم آلوده ام،بر چیده شد از دل صفا*
خنجر بگیرم دست خویش،دل را نمایم ریش ریش*
تا بر ندارد پای پیش، باشد کند دیگر حیا*
لالی نزن بر سر دگر ، آن یار آید از سفر*
دستی به درگاهش ببر،شاید اجابت شد دعا*
«قالب شعر غزل»
سلام دوستان،شب خوش.
راستش امروز تصمیم گرفتم واسه همیشه از ویس برم.از سال گذشته که مفتخر به حضور در جمع خانواده ویس شدم چه خاطرات متنوعی ماندگار شد.از میون شبکه های اجتماعی حقیقتا ویسگون سالمترین و پاکترین فضای مجازیه.همه به همدیگه محبت میکنن و عاشقانه همدیگه رو دوست دارن.البته واسه من فرصت مغتنمی بود که علاوه بر بر قراری ارتباط و دوستی و نزدیکی با خیلی از اعضای ویس،فضایی ایجاد شد تا مجموعه اشعارم در قالب غزل،دوبیتی،مثنوی،قصیده و مسمط رو به معرض نگاه گرمتون برسونم و شما هم لطف کردین و نقطه نظراتتون را بیان کردین.اما تصمیم خداحافظی صرفا به خاطر مشغله کاری و گرفتاری های روزمره بود به خاطر اینکه خیلی وقت نداشتم جواب لایک ها و کامنت های محبت آمیزتون رو بدم گفتم زحمت رو کم کنم و از همتون حلالیت به طلبم....
اما به خاطر لطف بیش از حد دوستان چه از طریق کامنت ها توی ویس و لاین و چه تعهد اخلاقی ناچار به اطاعت دستور شما دوستان شدم.
پس خوشحالم که همچنان در جمع شما دوستان مهربون هستم.ارادت بنده رو پذیرا باشید.
- ۳.۱k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط