تکپارتی از تهیونگ
تکپارتی از تهیونگ
ویو ات
سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازدواج کردم
امروز هم از خواب بیدار شدم و یه قهوه خوردم و رفتم پای گوشیم دیدم ته یه آهنگ داده رفتم موزیک ویدئو شو ببینم ..... وایسا ببینم چرا آیو آنقدر نزدیکش شده
ات : ها آقای کیم تلافی می کنم
و چون می خواستیم بریم مهمونی همون جا تلافی می کنم ساعت ۸ باید می رفتیم منم چون ساعت ۵ بود وقت داشتم رفتم حموم اومدم بیرون موهامو خشک کردم و روتین پوسی انجام دادم ، آرایش کردم یه لباس شیک پوشیدم تهیونگ هم اومد رفت آماده شد
ته : ات بریم
ات : بریم ( سرد )
ویو تهیونگ
ات نمیدونم چرا باهام سرد شده شاید موزیک ویدئو رو دیده اگه به خاطر اون باشه حق داره دیگه رسیدیم رفتیم داخل بعد چند مین دیدم ات داره با یک مردی حرف می زد عصبی رفتم دستش رو گرفتم رو رفتیم بیرون
ات : ته هی چیکار می کنی
ته : خفه ، و باید بهم بگی ددی
ویو ات
وقتی گفت ددی فهمیدم چی می گه یا خدا رفتیم خونه منو کشید توی اتاق انداختم روی تخت و لباسام رو جر داد
ته : دیگه همچین لباس فا*کی نپوش
اسمات داخل کامنتا
حمایت
ویو ات
سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازدواج کردم
امروز هم از خواب بیدار شدم و یه قهوه خوردم و رفتم پای گوشیم دیدم ته یه آهنگ داده رفتم موزیک ویدئو شو ببینم ..... وایسا ببینم چرا آیو آنقدر نزدیکش شده
ات : ها آقای کیم تلافی می کنم
و چون می خواستیم بریم مهمونی همون جا تلافی می کنم ساعت ۸ باید می رفتیم منم چون ساعت ۵ بود وقت داشتم رفتم حموم اومدم بیرون موهامو خشک کردم و روتین پوسی انجام دادم ، آرایش کردم یه لباس شیک پوشیدم تهیونگ هم اومد رفت آماده شد
ته : ات بریم
ات : بریم ( سرد )
ویو تهیونگ
ات نمیدونم چرا باهام سرد شده شاید موزیک ویدئو رو دیده اگه به خاطر اون باشه حق داره دیگه رسیدیم رفتیم داخل بعد چند مین دیدم ات داره با یک مردی حرف می زد عصبی رفتم دستش رو گرفتم رو رفتیم بیرون
ات : ته هی چیکار می کنی
ته : خفه ، و باید بهم بگی ددی
ویو ات
وقتی گفت ددی فهمیدم چی می گه یا خدا رفتیم خونه منو کشید توی اتاق انداختم روی تخت و لباسام رو جر داد
ته : دیگه همچین لباس فا*کی نپوش
اسمات داخل کامنتا
حمایت
- ۵۶۸
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط