من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن.

من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن.
ورنه او نامهربانی بیش نیست .
رهی معیری
دیدگاه ها (۱)

پرنده بودم و از آسمان جدا کردیمرا درون خیالات خود رها کردیقف...

_______از در روبرویت بگذر و در پشت سرت را باز بگذار...بگذار ...

شعر گفتن بعدِ بغض و گریه می چسبد ولیحالمان را عطرِ یارِ رفته...

به جای آن که اشتیاقشان را از دست بدهند با آرمانی کردن بیش از...

بانویی با خدمتکارش نامه می نویسد

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط