نه از نشستن روبه روی نجابت درخت پروا دارم

نه از نشستن روبه روی نجابت درخت پروا دارم
ونه ازتاراج اندوه که مسنم ببینی
خراب همواره ام سبدی انارست دردستان
فرشته ای که روبانش بیرق هفت دریاست
دیدگاه ها (۱)

برابر طوفان شالی بافته ازخصلت عشق برگلو دارمگاهی که از گلها ...

چقدر ساده دل شده ام کهشرقی وارتکیه برتنهایی درخت سپرده امودل...

ستاره دیده فروبست وآرمیده بیاشراب نور به رگهای شب دمیده بیا...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت چهارم | شروع یک دشمنی واقعیا...

سو آه با ذوق گفت : پس همینو انتخاب میکنیم جیهوپ محکم پشت دست...

{تکپارتی☆}.......صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط