خسته از جانی که گرفتار این تن است ..!

خسته از جانی که گرفتار این تن است ..!
دیدگاه ها (۰)

دل زن تن بردی و در جانی هنوز ، دردها دادی و درمانی هنوز.

دل زن تن بردی و در جانی هنوز ، دردها دادی و درمانی هنوز

من اگر قافیه و عطر تنِ شعرم را،به غزل‌هات گرفتار کنم زیبا نی...

یه دعا از ته دل…امیدوارم هر وقت خسته‌ای و گرفتار، خدا بغلِت ...

@nouyan

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ عشق به‍ تو ، مثل رودی است کِـه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌...

گرفتار شدیم از دست این سطلیای منگل

غزل ۱۸۶۷ از دیوان شمس مولانا

♦️مارا به سخت جانی خود این گمان نبود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط