به

به
آسمان
نگاه کرد...
و از تهِ دل؛ شُکر!
مادرم را می گویم...
همان لحظه که صدای خنده‌ی ما،
تمامِ خانه را پُر کرده بود...
جمعه را قدر بدانیم؛ برای لمسِ عاشقانه‌ی دستانِ پدر و بوسیدنِ چشمانِ مادر...
جمعه را قدر بدانیم!
برای پناه گرفتن در
آغوش خانواده‌ای که هیچ کس،
توانِ پُر کردنِ جایِشان را ندارد.

خدا هم در مهمانیِ‌تان دعوت است؛
اگر پُر از مهربانی باشد...
دیدگاه ها (۱)

آن کسی را که دوست دارینصف دیگر تو نیست او توییاما جایی دیگر....

ما گشته ایم نیست تو هم جستجو مکنآن روزها گذشت ، دگر آرزو مکن...

چقدر خوب شد زن شدیم!کمد و اتاقمان را به هم می‌ریزیم و همه چی...

یکی باید چشم های آدم را دوست داشته باشد و یکی باید صدای آدم ...

ꨲضꨲیꨲاꨲفꨲت درود به همراهان عزیز مجموعه رین⚜️رسیدن به ۱۰۰۰ عض...

پارت چهارم | یک دعوت سادهیک هفته از شروع دانشگاه گذشته بود.ر...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط