بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم...

بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم...
هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم...
سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم...
بند از پای گسستم چشم ها بستم و در خویش شکستم..
گله کردم ز نگاهت وان دو چشمانِ سیاهت، بوسه ی گاه به گاهت...
گله کردم گله کردم به خدایت...!
دیدگاه ها (۱)

بی تو شب ماه ندارد ابر هم گاه ندارد به سحر راه ندارد در بساط...

نگرانم نگرانم...من پر از دغدغه و شب پر از آرامش و محجوب.من ق...

بعضیا مرد به دنیا میان بعضیا روزگار مردشون میکنه بعضیا مرد ه...

چه سرها در گریبان است ازین شبهای بی روشن

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.71(از زبون ا.ت...

My professor Part:62با شنیدن حرفم سر جاش وایساد ... صورتشو ک...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۲(ویو جونگ کوک )=روی کاناپه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط