قاب نوزدهم ماه عسل

قاب نوزدهم ماه عسل
روایت عشق تمام نشدنی زنی که همسرش را از دست داده اما هنوز برایش جشن تولد میگیرد

شب نوزدهم "ماه عسل" روایت کمک به همنوع و قدرت عشق در زندگی بود؛ اینکه دو زن در مهم ترین بزنگاه های زندگی کنار کسانی ماندند که نیاز به کمک داشتند.

"سرطان" و بیماری های خاص که یکی از معضلات مهم جامعه امروز است نخ تسبیح این دو قصه بود و در قاب نوزدهم ماه عسل دو زن روی صحنه آمدند که مواجهه شان با بیماری بگویند.

خانم معمارزاده یکی از این میهمانان بود که از چهارمحال و بختیاری به تهران آمده بود و در ابتدای روایتش از عاشقانه ای گفت که زندگی او را تحت تأثیر قرار داد.

او گفت که در یک مجلس عروسی به مردی علاقه‌مند شده و با وجود اینکه او آن مرد هپاتیت داشت ، حاضر شده به خاطر علاقه اش از خودگذشتگی کند و به عقد آن مرد در می‌آید.
خانم معمارزاده گفت که نه سال از همسرش پرستاری کرده و لحظه ای از عشقش به این مرد کم نشد و وقتی او را از دست داده هم کماکان عشقش ادامه دارد.
او قبل از آغاز برنامه به ما میگفت با وجود اینکه همسرش را سالهاست از دست داده اما هنوز برای او جشن تولد میگیرد و یادش را زنده نگه داشته است.
این عشق أساطیری برای خانم معمارزاده جرقه ای شده تا اینکه او کارش را در مرکز انجمن بیماری های خاص شروع میکند. او در بخشی از این گفتگو با بعض به احسان علیخانی گفت: صدای ناله بیماران مرا به یاد فضل الله می اندازد و باعث شده که من در این مرکز کار کنم.

عشق بی پایان خانم معمارزاده اغلب مخاطبان امشب برنامه را به تامل واداشت و در میان کامنت ها بیشتر از همه به این نکته برخوردیم که کاش آدمهایی شبیه به خانم معمارزاده بیشتر شوند و ازخودگذشتی و عشق واقعی او الگوی همه ما شود.

خانم قریشی؛ زنی که روبروی "سرطان" ایستاد و با آن جنگید و پیروز شد

پس از روایت قصه پرفراز و نشیب خانم معمارزاده از خانم قریشی که از ارومیه پا به «ماه عسل» گذاشته بود دعوت شد تا روی صحنه ماه عسل بیاید.
زنی که همان ابتدای صحبت هایش از بزرگترین درد زندگی اش گفت: از دست دادن خواهرش در سن چهل و پنج سالگی به خاطر سرطان....
او گفت: بعد از این اتفاق به مرور با یک مرکز همکاری کردم و بعد از آن از خدا خواستم یک انجمن مخصوص سرطانی‌ها داشته باشم. همیشه در همایش هایی که برگزار می‌کنیم به همه میگویم که سرطان ترس ندارد بلکه باید نسبت به آن آگاهی داشت.

خانم قریشی اما به یک باره در میان گفتگو از رخداد این اتفاق تلخ برای خودش هم پرده برداشت و گفت در مقطعی متوجه شده که خودش هم سرطان دارد. او شجاعانه گفت: درست است که ابتدا شوکه شدم اما به خاطر بچه هایم از جای خود بلند شدم و برای رهایی از این بیماری تلاش کردم. من این بیماری حکمت خدایی دانستم. شاید خدا خواسته من هم مثل بیمارهای انجمن باشم تا آنها را بهتر درک کنم.

امشب علیخانی میزبان زنی شیعه و دیگری أهل تسنن بود. دونفری که به خاطر عزیزانشان در مقابل مشکلات و بیماری ها توکلشان را از دست ندادند و هردو در جمله ای کلیدی گفتند: انسان بودن به شیعه و سنی بودن نیست .
دیدگاه ها (۲)

قاب بیستم ماه عسلامشب روح الله مهمان ماست. پسری که میگوید ٢٧...

...

گروه سوم: ایران، ایتالیا، آرژانتین و صربستانمیزبان ایران شهر...

روایت مجری پاورقی از گفتگو با یک پیرزن رانتی مبتلا به سرطانم...

اشرف حکیمی، بازیکن تیم ملی مراکش و باشگاه پاری سن ژرمن: دو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط