مافیایمن

#مافیای_من
P:1
(ویو ا.ت)


امروز خیلی خوشحال بودن چون قرار بود بابامو بعد مدت طولانی ببینم
اه راستی خودمو معرفی نکردم من ا.ت هستم
لی ا.ت و 18سالمه سال اخیری هستم

(ویو ا.ت تو مدرسه)

زنگ اخر خورد با خوشحالی به سمت خونه رفتم
بعد چند مین رسیدم خونه رفتم سمت اتاقم و خودمو رو تخت ولو کردم که گوشیم زنگ خورد بابام بود

*مکالمه ا.ت و پدرش*
علامت ا.ت_علامت پدرش√

_الو سلام بابا

√سلام دخترم میگم امشب ساعت 8 ی
مهمون میخاد بیاد خونمون و تو باید مراقب رفتارت باشی*با ناراحتی*

_بابا حالت خوبه؟

√اره خوبم تو فقط مراقب خودت باش

*پایان مکالمه*

بعدم قطع کرد یکم نگران شدم اخه هیچ وقت انقدر ناراحت نبود.

بعد اینکه تلفنو قطع کردم رفتم حموم و بعد 20مین در اومدم به صورتم کرم زدم موهامو خشک کردمو بعدش گوجه ای بستم رفتم خوابیدم

*فلش بک به بعد بیدار شدن ا.ت*

بیدار شدمو دیدم ساعت 7:00هست با عجله بلند
شدم رفتم در کمدم رو باز کردم یه
لباس بینشون انتخاب کردم( عکسشو میزارم)
موهامو باز کردم رفتم پایین
منتظر بودم تا ساعت 8 بشه همینطور که داشتم فکر میکردم یهو زنگ درمون خورد
رفتم درو باز کردم که.....

پیان پارت ۱ 🫒
دیدگاه ها (۱۱)

#مافیای_من P:2*ویو هیونجین*امروز هم مثل همیشه ی قمار دیگرو ب...

لباس ا.ت تو پارت اول

نام فیک:مافیای منکاپل:ا.ت ، هیونجینتعداد پارت:نامعلومژانر:ما...

عشق_اجباری PT.۲۰ا.ت:نه منظورم این نبود هیونجین:وافعا ارع۹ ما...

خونآشام من

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

عشق دو طرفه پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط