به بستر فتاده مادر و علی پرستارش
به بستر فتاده مادر و علی پرستارش
ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش
مظلوم آمده به بالین یار بی یاور
گیرد از آن مظلومه آخرین وصایایش
می روند قافله ای سوی بهشتی زهرا
علی دارد دست در دهان ، نشنوند ناله هایش
گیرد دستی در خاک، پیکر لاله اش را
گل شده خاک آن مزار ، ز اشک های پدرش
کار نوکرت هست امشب ، گریستن و سوختن
کند آذرخش غم ، دل ما را تنور آتش
روزی به قربان تو شود ، جانان هر دو عالم
تا که فرشته وحی شود جان جانان کارش
مادرم ، دیدار تو با نبی بر تو گرامی
این میان کند غصه پر ، دل علی و خانه اش
شهادت حضرت زهرا تسلیت باد
اگر وزن درست و حسابی نداره ببخشید. ..شعر از خودم
ببین حال پرستار و مپرس احوال بیمارش
مظلوم آمده به بالین یار بی یاور
گیرد از آن مظلومه آخرین وصایایش
می روند قافله ای سوی بهشتی زهرا
علی دارد دست در دهان ، نشنوند ناله هایش
گیرد دستی در خاک، پیکر لاله اش را
گل شده خاک آن مزار ، ز اشک های پدرش
کار نوکرت هست امشب ، گریستن و سوختن
کند آذرخش غم ، دل ما را تنور آتش
روزی به قربان تو شود ، جانان هر دو عالم
تا که فرشته وحی شود جان جانان کارش
مادرم ، دیدار تو با نبی بر تو گرامی
این میان کند غصه پر ، دل علی و خانه اش
شهادت حضرت زهرا تسلیت باد
اگر وزن درست و حسابی نداره ببخشید. ..شعر از خودم
- ۳.۷k
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط