Part

🤎шум моря🤎
Part:32
جی هوپ : یعنی تو توی جوال زنده موندی !
بورام :آهان اینکه توی ۵ سال با ترس و درد زندگی کردم
جی هوپ :بورام !
بورام :برام مهم نیست ولش نمی خواد من میرم و عضو خدمه رز سیاه میشم .
جیهوپ :هیچ میدونی اون کشتی چیه
بورام :آره خوب میدونم .
سری از حرص تکون دادم و گفتم
بورام :خیلی خب ، می رم پی کارم ؛امایه لحظه ام فکر نکن بهت مدیونم !....
جی هوپ ؛ بورام، تو دختر منی .
با حرص از کنارش رد شدم و بر گشتم بهش نگاه کردم و گفتم
بورام :من دختر مادرم هستم .
جی هوپ کمی لبش به پایین کشیده شد و آرواره اش منقبض شد .
تعجب اش را خیلی زود پنهان کرد ولی دیگه برام مهم نبود فهمیدم از دستم ناراحت شده
ولی دیگه مهم نبود دیگه نه !
تا الان اون به من پشت کرد حالا ام من پشت می کنم
اون زیر قولش زد منم میزنم !
دیگه برام مهم نیست ...

لایک :۱۲
فالو کیوتی
دیدگاه ها (۰)

🤎шум моря🤎Part:33از چایی خونه زدم بیرون و نفس عمیقی کشیدم !د...

🤎шум моря🤎Part 34آخرین لیوان شراب قرمز و خودم که دیدم لیسا ...

🤎шум моря🤎Part 31جی هوپ:بیا اینو بگیر بورام :این چیه !جی هوپ...

🤎шум моря🤎Part:30توی اتاق پدرم روی صندلی چرمیش نشستم و داخلش...

پارت۷بورام: ت ت تهیونگ تهیونگ: بورام خوبی ثوک کجاست نه نه ...

جرئت یا حقیقت!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط