شده دلتنگ شوی، فاصله فرسنگ شود

شده دلتنگ شوی، فاصله فرسنگ شود
یاد شیرین کسی تیشه ی هرسنگ شود

شده با بغض ترک خورده سلامی بکنی
او جوابی ندهد، ثانیه ها هنگ شود

شده شاعر بشوی شعر و غزل تب بکند
قافیه ، وزن و عَروضش ، همگی لنگ شود؟

یا در اندیشه دیروز به فردا برسی
ناگهان دیر و زمان قصه ی دل تنگ شود

شده در ساعت محکوم به دیوار اتاق
چشم در چشم گِره زل بزنی، آمدنش زنگ شود
دیدگاه ها (۱)

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این...

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشمشریک خلوت شب های خاطرت باشمچه ق...

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط