و من

و من
هر گلی را که می‌دیدم از
دست‌های تو آغاز می‌شد
و آبی که از بیشه‌ای دور می‌آمد آرام
بوی تو را داشت

سلمان_هراتی
دیدگاه ها (۰)

🕊🥀چقدر غریب بود صبحِ رفتنش...🥀🕊💌رزمنده‌ی بدون مرزی که خود را...

─┅━━•۞⊱✿*بسم رب المهدی*✿⊰۞•━━┅─*گوش های خُـدا پر از #آرزوست🫧...

💌*ســ♡ـﮩـࢪداࢪ.دلـ💚ـﮩﮩـ۸ـﮩ۸ـﮩـ♡ــا*💌

نسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهدشکوفـه زار روی تـو ، بوی به...

همان نسل جوانیم که ثابت کردیمدر ره عشق جگردارتر از صد مردیمه...

💐 میلادت مبارک‌باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط