#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
Part12
کوک:چیییی

....:تصادف کردن

کوک:کدوم بیمارستان

...:سریع بیاین

کوک:مبخواستم برم پایین که یهو درد بدی رو تو پام حس کردم پس ته و صدا زدم

کوک:تهههههه

ته:تو اتاقم بودم که یهو متوجه کوک شدم صدام میکنه پس سریع رفتم بالا

ته:چیشده کوک

کوک:باید بریم بیمارستان‌ فقط خیلی زودد

ته:چرااا به خاطر کییی

کوک:جیمین تصادف کرده باید برم پیش اون

ته:باشه لباس بپوش‌ میریم من پایین منتظرم

کوک:باشه و بعدش سریع لباس پوشیدم و رفتم پایین
بریمم

ته:باشه بابا چرا عجله داری میریم

کوک:سریع تر از عمارت زدم بیرون و رفتیم سوار ون شدیم

ته: نگفتن چی شده چجوری تصادف‌ کرده

کوک:نه نگفتن بعد30مین رسیدیم بیمارستان و من سریع رفتم تو از پذیرش‌اتاق و پرسیدم پام خیلی درد میکرد ولی بیخیالش بودم سریع رفتم اتاق جیمین

کوک:جیمین چطوری‌خوبیی

ته:اره کی خبر دار شدی

کوک:چند دقیقه قبل

جیمین :کوک میدونی این‌بهترین راه فرار برای تو هست برات بلیط گرفتم میتونی بری

کوک:فکر خوبیه ولی‌کی‌چجوری ته اومده

جیمین ته و من صداش میزنم تو‌ برو‌

کوک:باشه
از اتاق جیمین بیرون رفتم ته و دیدم

ته:کجا

کوک:دستشویی

ته:زود بیا بریم عمارت

کوک:باشه و رفتم پایین از در پشتی رفتم بیرون و تاکسی گرفتم به طرف فرودگاه

ته
وارد اتاق جیمین شدم میخواستم باهاش حرف بزنم که کوک دوست داره یا نه

جیمین:سلام

ته:سوال میپرسم سریع جواب بده

جیمین:باشه

ته:کوک و دوست داری

جیمین:اممم‌خوب ارهه

ته:بیخیالش شو اون دیگه مال منه فهمیدی

جیمین اتفاقا تو بیخالش شو کوک برای همیشه از کنارت رفت فهمیدی

ته:یعنی چییی

جیمین:یعنی تا چند دقيقه ی دیگه فرودگاه

.......
دیدگاه ها (۱)

#اونـ_مالـ_منهـPart13ته:بعدا به حساب تو میرسم ولی الان اولوی...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ 14کوک:گفتم نمیخورم ته:زود باش بیا صبحونه...

#اونـ_مالـ_منهـPart11 در باز شد اون الیا بود الیا :سلام من ا...

#اونـ_مالـ_منهـPart 10تهیونگ داشت الیا رو میبوسید و همه جام ...

#اونـ_مالـ_منهـ Parf5ساعت5 صبح بود نگاه کردم کسی زیاد تو حیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط