پارت ۱۲
پارت ۱۲
ساعت ۶ و ۱۷ دقیقه صبح_جیمین:
بعد از خارج شدن از سوله رفتیم داخل اتاق جیووک که دستمالی پرت کرد سمتم و در هین باز کردن دکمه های لباسش گفت:
جیمین:پاکشون کن.گریمت رو میگم
اره درست متوجه شدید من گریم شده بودم و تمام زخما و حتی مارک هم گریم بود فقط برای اینکه جیووک یونگی رو دیوونه کنه.با اشک شروع کردم به پاک کردنشون.بعد از اینکه پاکشون کرون جیووک گفت:
جیووک:پاشو برو پیش سرخدمت کار،بهت میگه باید چیکار کنی.هروقتم صدات زدم میای اتاقم
جیمین هیچی نگفت که جیووک دادی زد و گفت:
جیووک:نشنیدم بگی چشم
جیمین:چ-چشم
ساعت ۶ و ۱۷ دقیقه صبح_جیمین:
بعد از خارج شدن از سوله رفتیم داخل اتاق جیووک که دستمالی پرت کرد سمتم و در هین باز کردن دکمه های لباسش گفت:
جیمین:پاکشون کن.گریمت رو میگم
اره درست متوجه شدید من گریم شده بودم و تمام زخما و حتی مارک هم گریم بود فقط برای اینکه جیووک یونگی رو دیوونه کنه.با اشک شروع کردم به پاک کردنشون.بعد از اینکه پاکشون کرون جیووک گفت:
جیووک:پاشو برو پیش سرخدمت کار،بهت میگه باید چیکار کنی.هروقتم صدات زدم میای اتاقم
جیمین هیچی نگفت که جیووک دادی زد و گفت:
جیووک:نشنیدم بگی چشم
جیمین:چ-چشم
- ۷۶۹
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط