پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد
داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد

غصه میخورد که من حال خرابی دارم
از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی...
مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد





محمد_شیخی
دیدگاه ها (۳)

،صبح است، صبحِ خیلی زودو بیدار شده ام تا دوست داشتنت رازودتر...

.مي دانم ! حوصله ي هيچ چيز را نداريحتي حوصله ي خواندنِ اين ك...

..عشق بهتر بود یا تحصیل؟! .روزها روزهای خوبی بودبخشی از ماجر...

بیتا محمودی.

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

اوچیها شیسویی

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

چندپارتی تهیونگ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

P : 9

پا به پای غم من پیر شدو حرف نزد داغ دید از من و تبخیر شدو حر...

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزدداغ دید از من و تبخیر شد و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط