---
---
فصل دو: جهنم، زنده است
آلن ایستاده روی جنازهی سوخته و تکهتکهشدهی سایرن هد اصلی.
یه سیگار گوشهی لبشه.
خون تا آرنج دستش خشکه.
چشمهاش قرمز، ولی محکم.
نمیلرزه. حتی وقتی هوا یخ میکنه و درختها شروع میکنن به ناله کردن.
صدایی میاد.
نه آژیر، نه جیغ — یه زمزمهی عمیق و چندلایه، مثل صدای شیشه که رو فلز کشیده میشه.
سایرن هد سیاه، از دل مه میاد بیرون.
بلنده. کشیده.
بدنش انگار از دود و استخوان ساخته شده.
سینهاش یه دهان عمودیه، با دندونهایی که حرکت میکنن.
از توش صدا میاد:
«تو موفق شدی… ولی فقط مرحلهی اول بود.»
آلن نفس میکشه. سیگارشو میندازه زمین.
تف میندازه کنار جنازهی سایرن هد.
و زمزمه میکنه:
«ببینیم دومیش چطوری میمیره…»
و اون لحظه، جهنم شروع میشه.
درختها خم میشن. صداهای ضبطشده از دهن سایرن هد سیاه بیرون میریزن.
نه فقط جیغ…
بلکه صدای پدر مردهی آلن. صدای ناتالی. صدای خودش که کمک میخواد.
آلن برای یه لحظه توهم میزنه.
میدونه واقعیت نیست، ولی مغزش میلرزه.
هیولا با صدای نوزاد گریون حمله میکنه.
آلن جاخالی میده.
یه مین صوتی پرت میکنه.
یه انفجار کورکننده وسط سینهی موجود.
ولی سایرن هد سیاه نمیمیره.
فقط خشمگینتر میشه.
زیر لب زمزمه میکنه:
**«تو ذهنتم
فصل دو: جهنم، زنده است
آلن ایستاده روی جنازهی سوخته و تکهتکهشدهی سایرن هد اصلی.
یه سیگار گوشهی لبشه.
خون تا آرنج دستش خشکه.
چشمهاش قرمز، ولی محکم.
نمیلرزه. حتی وقتی هوا یخ میکنه و درختها شروع میکنن به ناله کردن.
صدایی میاد.
نه آژیر، نه جیغ — یه زمزمهی عمیق و چندلایه، مثل صدای شیشه که رو فلز کشیده میشه.
سایرن هد سیاه، از دل مه میاد بیرون.
بلنده. کشیده.
بدنش انگار از دود و استخوان ساخته شده.
سینهاش یه دهان عمودیه، با دندونهایی که حرکت میکنن.
از توش صدا میاد:
«تو موفق شدی… ولی فقط مرحلهی اول بود.»
آلن نفس میکشه. سیگارشو میندازه زمین.
تف میندازه کنار جنازهی سایرن هد.
و زمزمه میکنه:
«ببینیم دومیش چطوری میمیره…»
و اون لحظه، جهنم شروع میشه.
درختها خم میشن. صداهای ضبطشده از دهن سایرن هد سیاه بیرون میریزن.
نه فقط جیغ…
بلکه صدای پدر مردهی آلن. صدای ناتالی. صدای خودش که کمک میخواد.
آلن برای یه لحظه توهم میزنه.
میدونه واقعیت نیست، ولی مغزش میلرزه.
هیولا با صدای نوزاد گریون حمله میکنه.
آلن جاخالی میده.
یه مین صوتی پرت میکنه.
یه انفجار کورکننده وسط سینهی موجود.
ولی سایرن هد سیاه نمیمیره.
فقط خشمگینتر میشه.
زیر لب زمزمه میکنه:
**«تو ذهنتم
- ۲.۲k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط