خسته نیستم فقط دیگر کمی حوصلهام سر رفته است از این همه

خسته نیستم، فقط دیگر کمی حوصله‌ام سر رفته است از این همه شب بیداری‌های تکراری! از این همه منتظر ماندن و نیامدن! نه من خسته نیستم، فقط دیگر با کسی حرفم نمی‌آید، هضم یک آدمِ جدید برایم سخت شده! می‌دانی؟! آدم وقتی تمامش را از دست می‌دهد، دیگر خود به خود به موجودی تبدیل می‌شود که نه حوصله‌یِ توضیح دارد و نه اشتیاقی برایِ آدم های جدید! سعی می‌کند و ترجیح می‌دهد که خودش با خودش بیشتر رفیق باشد...
دیدگاه ها (۱)

#تو اعجازِ مسیحایی شفا سهمِ #من از چشمتبرای این #دل خسته تو ...

به عدالت جهان #مشڪوڪم؛ #دستانت دور... اما ...!" #نفست" جان ...

‌اصلازن را چه به شعر!!زنباید عاشق شود آن وقتهر دوستت دارمی ک...

دست آسمان را میگیرمگره میزنمزمین را به زمانچشمانم را به نگاه...

چپتر ۱ _ دختر یتیمعصر بود. سایه دیوار های بلند و ترک خورده ی...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط