یک نفر هست که لب وا بکند می میرم

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم
خنده ی معجزه آسا بکند می میرم

در کنارش بخدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند می میرم

جان من بسته به هر موی سیاهش شده است
تاری از زلف، هویدا بکند می میرم

دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگر این مسئله حاشا بکند می میرم

مثل آن شعله که از بارش باران مرده
صورتم را اگر او ، ها بکند می میرم

رفتنش آخر دنیاست خودش میداند
غیر من در دل خود جا بکند می میرم

دوست دارم همه ی عمر کنارم باشد
"کفش رفتن اگر او پا بکند میمیرم".
دیدگاه ها (۳)

‌ دل بردے و دل بردنت را دوست دارمرو راست!من عطر تنت را دوست ...

بردم دل دیوانه خود بر سر بازارگفتم بفروشم مگر این عاشق بیمار...

من با بغض می آیمتو" آغوش " باشو نوازش کن مراتا بغض هایم از گ...

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکنددیدن چشم سیاهت، فتنه بر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط