بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت سوم :
از اینرو، عقل شناختی را تعطیل اعلام کردهاند - خوبی و بدی را نسبی خوانده و ارزش و ضد ارزش نزد آنان یکسان است، و با نگاهی خودگرایانۀ طبیعی اومانیستی، رشد و کمال انسان را در رفاه و لذت طبیعی شخصی میدانند!
راست میگویند: مگر برای الاغ، علف حلال یا حرام وجود دارد مگر برای گرگ یا سایر درندگان، حق و باطل، مالک و مملوک، یا ظالم و مظلوم وجود دارد که برای آنان وجود داشته باشد؟!
خیر، بلکه طبیعت حیوانات، خوردن، نوشیدن، خوابیدن، جفتیابی، تولید مثل و یا درّندگی است و موافق با طبیعت خود عمل میکنند. چنان که در ضرب المثل گفته شده: نیش عقرب نه از ره کین است - بلکه اقتضای طبیعتش این است.
برای انسان طبیعی نیز اموال دیگران - حق و باطل - ارزش و ضد ارزش و ظلم، ظالم و مظلوم و حلال و حرام وجود ندارد.
انسان فطرتگرا؛ خداشناس و خداباور - معادشناس و معاد باور - حقشناس و عادل می گردد، لذا در چارچوب انسانیت حرکت میکند و تلاش میکند که تربیت الهی شود، متجلی اسماء الهی گردد و اخلاق و صبغه الهی به خود بگیرد: صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ - رنگ خدایی بپذیرید! رنگ ایمان، توحید و اسلام؛ رنگ تجلی اسماء الهی و رنگی که او میدهد بپذیرید و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت میکنیم. (سوره بقره آیه 138)
اما، انسان طبیعی، رنگ طبیعت را به خود میگیرد، همرنگ سایر چهارپایان میشود؛ خود را به رنگ هواهای نفس حیوانی اش در میآورد، و در نتیجه، این همه فسق خارج شدن از پوسته آدمیت، فساد تباهی، ظلم ستمگری، خیانت و جنایت را به بار میآورد؛ چرا که این مفاهیم و ارزشها، در طبیعت تعریف و جایگاهی ندارند.(پایان)
قسمت سوم :
از اینرو، عقل شناختی را تعطیل اعلام کردهاند - خوبی و بدی را نسبی خوانده و ارزش و ضد ارزش نزد آنان یکسان است، و با نگاهی خودگرایانۀ طبیعی اومانیستی، رشد و کمال انسان را در رفاه و لذت طبیعی شخصی میدانند!
راست میگویند: مگر برای الاغ، علف حلال یا حرام وجود دارد مگر برای گرگ یا سایر درندگان، حق و باطل، مالک و مملوک، یا ظالم و مظلوم وجود دارد که برای آنان وجود داشته باشد؟!
خیر، بلکه طبیعت حیوانات، خوردن، نوشیدن، خوابیدن، جفتیابی، تولید مثل و یا درّندگی است و موافق با طبیعت خود عمل میکنند. چنان که در ضرب المثل گفته شده: نیش عقرب نه از ره کین است - بلکه اقتضای طبیعتش این است.
برای انسان طبیعی نیز اموال دیگران - حق و باطل - ارزش و ضد ارزش و ظلم، ظالم و مظلوم و حلال و حرام وجود ندارد.
انسان فطرتگرا؛ خداشناس و خداباور - معادشناس و معاد باور - حقشناس و عادل می گردد، لذا در چارچوب انسانیت حرکت میکند و تلاش میکند که تربیت الهی شود، متجلی اسماء الهی گردد و اخلاق و صبغه الهی به خود بگیرد: صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ - رنگ خدایی بپذیرید! رنگ ایمان، توحید و اسلام؛ رنگ تجلی اسماء الهی و رنگی که او میدهد بپذیرید و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت میکنیم. (سوره بقره آیه 138)
اما، انسان طبیعی، رنگ طبیعت را به خود میگیرد، همرنگ سایر چهارپایان میشود؛ خود را به رنگ هواهای نفس حیوانی اش در میآورد، و در نتیجه، این همه فسق خارج شدن از پوسته آدمیت، فساد تباهی، ظلم ستمگری، خیانت و جنایت را به بار میآورد؛ چرا که این مفاهیم و ارزشها، در طبیعت تعریف و جایگاهی ندارند.(پایان)
- ۱۰۴
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط