ادامه پارت قبل دوپارتی تهیونگ

ادامه پارت قبل دوپارتی تهیونگ
ویو ات.
خب من راستش از مرگ میترسم اما باید با مرگم بابا و مامانمو داداشمو خوشحال کنم.....
=(تق تق) نونا میتونم بیام داخل؟
نه
=نونا لطفا میخوام ببینمت
باشه فقط بابا نفهمه
=اهوم
........(راستش منو بابا فرستاد تا ببینم حال نونا چطوره ولی چرا خودش نمیپرسه)
هوم بگو چرا اومدی مگه از کلاست نیومدی؟ خسته نیستی؟
=اوممم چرا ولی من برای تو همیشه انرژی دارم
کم چرت بگو
=نونا بداخلاق نباش دیگه
وای لطفا لطفا من حالم خوب نیست برو میخوام برمممم
=کجا میخوای بری؟
میخوای برم بمیرمممم(اشکش ریخت) میخوام برم سر قبرم میخوام از اون بالا ها دیگه از این به بعد ببینمتون
حالا راحت شدییییی (داد)
=خیلی خب اروم باش نونا
حتی اسم نوناتم نمیدونی(پوزخند)
=چی؟ خب معلومه که اسمتو میدونم... ااا... ....... تت... اها ات بودی درسته؟
(پوزخند) حالام برو بامزه
=باوووشه
و رفت
=باباااااااااااا کجاییییی
عه نیس حالا ولش اومد میگم
5مین بعد
ویو ات.
دیگه وقتش بود که دلمو به دریا بزنم و اینجا رو ترک کنم..... بدونه اینکه کسی متوجه بشه به سمت بالای پشت بوم رفتم هه اصلا کسی براش مهم نیس
خیلی خب دیگه رسیدیم
همینطور که باد لای موهام می وزید نزدیک لبه میشدم و راستش دلم نمیخواست اینکارو کنم اما باید بقیه رو خوشحال کنم پس فقط یه قدم مونده داشتم پامو میزاشتم که دستم از پشت کشیده شد و افتادم........
ویو ته.
_پسرم چیشد از ات
=اهااااا یادم رفت گف میخواد بره بمیره فک کنم
_چییییی(داد)
به سرعت خودمو به بالا رسوندم با اون صحنه مواجه شدم نه نمیزارم بمیری نمیزارم ترکم کنی وای نه الان وقت این حرفا نیست الان میافته
......
_داشتی چیکار میکردی ها(داد) بعد بغلش کرد
میخواستی مارو تنها بزاری درسته ببخشید همش تغصیر منه که همچین حسی بهت دست داده اما بهم یه فرصت بده دخترم ات من من....
هیس هیچی نگو من نمیخوام دیگه زنده بمونم میخوام با رفتنم خوشحالتون کنم بده؟
_اره بدهههه(داد) از تو بغلش درش اورد
دخترم نظرت چیه از اینجا بریم؟ میای بریم به عمارتمون همونجا که قبل به دنیا اومدن داداشت زندگی میکردیم؟
چرا اینکارو میکنی؟
_چون دوست داشتم(اشک)
اما نمیتونستم نشون بدم دخترم حالام بیا بریم پایین برات کلی چیز میخوام اماده کنم میخوایم باهم بریم کل دنیارو بچرخیم یادته میگفتی خیلی دوست داری بری تکواندو یاد بگیری؟ الان چی الانم دوست داری؟
بابا من فقط توجه تو رو میخوام من فقط خودتون و میخوام ولی کاش حرفات دروغ نباشه بابا که اگه باشه من
_هیس لطفا دیگه حرفشو نزن نمیخوام دخترم به اینا فک کنه
بابا هیچ وقت عوض نشو خب؟
_باشه خوشگلم
پایان

ببخشید من دیشب فرستادم صبح پاشدم دیدم نیومده🥲
دیدگاه ها (۳)

TXTKOOK

اینا رو تو گوگل یافتم😂اگه اصکیه شرمنده فقط خواستم معرفیش کنم

اینه لباسش رو مبلی قدیمیه😂😂😂JYP

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

ددی جئون ات: الان بهتری؟جونگکوک: اهوم........ مرسی که پیشم ب...

از شرم خلاص نمیشی … p10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط