هنر عشق

((( هنرِ عشق )))

گرچه فرهادچنان عاشقِ شیرین شده است .
بیستون از هنرِ عشق نگارین شده است .


کارِ هرتیشه نباشد به چنین عشوه گری .

عشوهٌِِ تیشهٌ فرهاد,چه شیرین شده است


سنگِ خارا شده چون مِل , به گلستانِ وفا

کاینچنین زینتِ هردیده یِ حق بین شده است.


جانِ فرهاد به لب آمدو, لب ها به ستوه .

خاکِ غم برسرِاو بسترو بالین شده است


گشته در عهد و وفا , سرورِ عشّاقِ جهان

نامِ او همدمِ آن خوشهٌ پروین شده است


خسروان گرچه همه غرّه به زورندو زرند

عشقِ با صدق و صفا لایقِ تحسین شده است.

هرکه شد , عاشق و دلباختهٌ زار , عظیم

یادِ فرهاد براو مایه یِ تسکین شده است

====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.

( مِل = گردی بسیارنرم )

( خوشه یِ پروین= ثریّا )
دیدگاه ها (۱۹)

((( گفتگو با دل )))ای دل بشکسته , درمانت چه شد ؟یوسفِ طبعِ...

تصاویری از زنده یاد : جهان پهلوانغلامرضا تختی افتخار ایران و...

((( زخمِ هجران )))آه چون با ناله سودا میشود .رازِ م...

ضمن عرض تبریک مجدد بمناسبت اعیاد شعبانیه .تا شب میلاد منجی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط