تکپارتی از فلیکس وقتی چند وقته باهم تو رابطه این و اون
تکپارتی از فلیکس: (وقتی چند وقته باهم تو رابطه این و اون میخواد ببوستت اما خجالت میکشه)
تو اون توی مدرسه از وقتی که همو دیدید عاشق هم شدید و باهم رفتید تو رابطه همون عالی بود اون ازت در برابر قلدر ها و حسود هایی که دوست نداشتن تو دوست دختر فلیکس باشی محافظت میکرد و همیشه تو همه جا با رفتاراش به همه میفهموند که تو صاحب داری و عاشقت بود اما تا یه جایی واقعا دوست داشت تجریش کنه، روزی از روزها تازه باهم اومده بودید مدرسه و اون چند لحظه رفت پیش دوستاش توهم منتظرش بودی که قلدر های کلاس بازم اومدن و شروع کردن به اذیت کردنت تا جایی که یدونشون میخواست مشتی به صورتت بزنه که با گرفته شدنه دستش توسط فلیکس همه چی عوض شد از ترس پا به فرار گذاشتن و فلیکس رودی اومد طرفت
فلیکس : خوبی؟حالت خوبه؟واقعا معذرت میخوام تقصیر من بود
ات: م..من خوبم چیزیم نیست
طوری نگاهش کردی که بازم واسه بار هزارم دلش رو بهت باخت دیگه نتونست دووم بیاره و دستتو گرفت بردتت تو یکی از کلاسا و درو بست تا کسی نیاد
ات: فلیکس چی شده؟چیکار داری میکنی؟
که یهو بلندت کردو نشوندتت رو میز اومد نزدیک صورتت که تو یکم رفتی عقب با یه دستش کمرت رو گرفت با اون یکی دستشم صورتت رو و لبش رو برای آغاز یه بوسه گذاشت رو لبت، تو اولش رفتی تو شک اما بعدش همکاری کردی و یدونه از دستتو گذاشتی شونش یدونه هم صورتش رو گرفتی
پایان...💖💫
تو اون توی مدرسه از وقتی که همو دیدید عاشق هم شدید و باهم رفتید تو رابطه همون عالی بود اون ازت در برابر قلدر ها و حسود هایی که دوست نداشتن تو دوست دختر فلیکس باشی محافظت میکرد و همیشه تو همه جا با رفتاراش به همه میفهموند که تو صاحب داری و عاشقت بود اما تا یه جایی واقعا دوست داشت تجریش کنه، روزی از روزها تازه باهم اومده بودید مدرسه و اون چند لحظه رفت پیش دوستاش توهم منتظرش بودی که قلدر های کلاس بازم اومدن و شروع کردن به اذیت کردنت تا جایی که یدونشون میخواست مشتی به صورتت بزنه که با گرفته شدنه دستش توسط فلیکس همه چی عوض شد از ترس پا به فرار گذاشتن و فلیکس رودی اومد طرفت
فلیکس : خوبی؟حالت خوبه؟واقعا معذرت میخوام تقصیر من بود
ات: م..من خوبم چیزیم نیست
طوری نگاهش کردی که بازم واسه بار هزارم دلش رو بهت باخت دیگه نتونست دووم بیاره و دستتو گرفت بردتت تو یکی از کلاسا و درو بست تا کسی نیاد
ات: فلیکس چی شده؟چیکار داری میکنی؟
که یهو بلندت کردو نشوندتت رو میز اومد نزدیک صورتت که تو یکم رفتی عقب با یه دستش کمرت رو گرفت با اون یکی دستشم صورتت رو و لبش رو برای آغاز یه بوسه گذاشت رو لبت، تو اولش رفتی تو شک اما بعدش همکاری کردی و یدونه از دستتو گذاشتی شونش یدونه هم صورتش رو گرفتی
پایان...💖💫
- ۲۳.۰k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط