دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودی

دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودی
چو نیاز ما فزون شد،تو بناز خود فزودی

بهم الفتی گرفتیم،ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نه‌ای که بودی

من از آن کشم ندامت،که ترا نیازمودم
توچرا زمن گریزی،که وفایم آزمودی؟

زدرون بود،خروشم،ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی،نه شکایتی شنودی

چمن از تو خرم ای اشک روان،که جویباری
خجل از تو چشمه‌ا‌ی چشم رهی،که زنده رودی

رهی معیری
دیدگاه ها (۳)

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد توبه ن...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودیچو نیاز ما فزون شد، تو به ن...

دل زود بارم را،به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ن...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچونیاز ما فزون شد،تو به ناز...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

https://harfeto.timefriend.net/16393140469672دل زود باورم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط