می بارید

می بارید
و دستمال کاغذی مچاله می کرد
از دور ولی
شبیه خدایی غمگین بود
دختری که داشت اینبار
از #باران
تکه های ابر می ساخت.

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۲)

تا حالا شده استحرف هایت با یک نفر تمامی نداشته باشد؟ تا حالا...

گفتم : آدم وقتی عاشق کسی میشه، لابد بودنِ با اون کس، کسی رو ...

😕 😐 😂 😂

دخترک به آنجا امد و ارامش کنارش نشست ....و با همان رایحه همی...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط