برای دیدن تو، اگر رودخانه بودم، بر میگشتم، اگر کوه بودم،

برای دیدن تو، اگر رودخانه بودم، بر میگشتم، اگر کوه بودم، می‌ دویدم، اگر باد بودم، می‌ ایستادم،

اما انسانم، و بارها برای دیدنت، برگشته، دویده و ایستاده ام!
دیدگاه ها (۸)

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق باز...

آغوشم رابرایت کنار گذاشته امحتی بوسه هایم راشاید در عصر آغوش...

سکوت، خودش خوبه. سکوتی که قرار بوده سکوت نباشه، بده!

می رود عمر ولی،خنده به لب، باید زیست!

عشق یعن پاک نآم تو در سرنوشتم

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط