دل من تنگ بلوریست که یک ماهی سرخ،

دل من تنگ بلوریست که یک ماهی سرخ،
روزگاریست در آن مهمان است،
نه که مهمان،که در این دور خراب،
همه دنیای من است و جان است،
ماهی کوچک من کوچک نیست،
و بزرگ است به اندازه ی دریای دلم،
و دلی دارد که،مملو از پاکی و سرسبزی هاست،
وه که این ماهی زیبا و قشنگ،
با نگاهی که پر از وسوسه خواستن است،
هر نفس تا به کجا میبرد آرام دلم،
گاه دریای دلم طوفانیست،
از هیاهو و شر و شور دلش،
و زمانی که دلش آرام است،
دلم از هرچه پریشانی و اندوه تهی است،
شاه ماهی دلم ه ...
دیدگاه ها (۲)

تو را می‌بینم ای عشقکه جذب گل‌های پراکنده‌ی توام.چون دریاییب...

یاد تو یاد مهتابیاد کوچهدیشب از پنجره ذهنگذشتمن مست از عطر ع...

می نویسم برآبتا که شاید برساند خبریخبری از دل تنگ ماهی تنگ ب...

وای باران،  باران،  شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط