آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل می کرد !

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل می کرد !
چه رنجی می کشد او
وقتی هوا ابریست . . .
دیدگاه ها (۱)

در غم عشق نبودیّ و محبت کردیاین هم از لطف شما بودو نمیدانستی...

دلم یک کوچه می‌خواهد بی بن بست…و بارانی نم نم و یک خدا که کم...

غریب آشنا با من، دلم تنگ است باور کنپس از توزندگی با مرگ همر...

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توستاگر کلمه ...

دلیلِ حالِ خوب هم باشیم.. دنیا به اندازه ی کافی دلِ آدمی را ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط