جین ویو

جین ویو
خبری از دخترع و اون دختره نیست
انگار چه شخصی بودن
والا زیادی حافظه خوبی دارم فقط
رفتم پایین امشب کوک نیومد پیشم
پس زنگ زدم نامجون چکار می‌کنه گفت تا شب کار داره

رفتم زیرزمین کلی ورزش مردم و آمدم بالا رفتم حموم آمدم فیلم گذاشتم و دیدم
لیانا ویو
شد شروع جدید تمام باند ها گذشته رو یادآوری میکردن مجبور بودیم درستش کنیم
£نامجون

~بله
£هنوز فکر می‌کنی نباید چیزی بدونن؟

~هپف لیانا
£چیه بابا
~لونا و جین خودشون باید بفهمند

£ایتو راست میگی ولی آخه...
~اهه ندارعه
£باشع بریم دیگه
~شاعت چنده

£دو
~بریم دیر شد
لونا ویو
خیلی خوابم گرفته بود اون فیلم غمگین بود و خیلی گریه کرده بودم طبق گفته لیانا امشب دیر میاد
و چون عادت کردم به حرفش دیگه صبر نکردم و چشمام رو روی هم گذاشتن
¥یک دختر و پسر
بافیلم های غمگین و گریه های بچگانه روی کاناپه خواب بودن
این دو..‌.‌...
دیدگاه ها (۰)

پیش از حد بهم دیگه میان هردو اگر از خاطره هلشون باهم میفهمیم...

هلووووو امشب منتظر پارت های زمان و پارت های قهوه تلخ باشید

متعلق به منپارت سومرسیدن خونه که ا.ت گفت_چرا مافیا شدی +من م...

متلق به من پارت دومرفتم سمت خونش با لگد درو باز کردم که خودش...

زندگی:p¹(علامت ها: لونا- تهیونگ+ کارن÷)[ویو لونا]ساعت ۶ و ...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۷صبح ویو جین صبح بیدار شدم رفتم سروی...

پایانی بی آغازp3ویو آدم ربا:داشتم همینجور دنبالش میدویدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط