مرا به آغوشت راه بده

مرا به آغوشت راه بده
ميخواهم براي اولين بار ببوسمت
بيا چشمانمان را ببنديم
ميخواهم وقتي لبهاي معصوممان
به هم گره ميخورد
و هر دو از فرط لذت
در اغوش يكد يگر
نفس نفس ميزنيم
از لذت متناهي جسممان
وجود نامتناهي خداوند را
با چشماني بسته تصوركنيم
چشمانت را باز كن!؟
نه!..نه..!
لبهايمان از گرمي
شهوت خشك شده
اما گونه هايمان از اشك خيس
ما ساعتهاست كه در آغوش
يكديگر ميگرييم
اي تنها هم آغوش من
بيا كه احساسم را
برايت دست نخورده نگاه داشته ام
و جسمم را به
لذت بوسه اي نفروخته ام
بيا كه ميخواهم وقتي دستانت را
به روی احساسم ميگذاری
از فرط لذت
قطره هاي اشك
بر گونه هايت بدرخشد
ميخواهم با اشكهايت
بر تمام احساسم بوسه زنی
ميخواهم اشكهايت
تمام روحم را خيس كنند
بيا كه....
دیدگاه ها (۱۲)

مرا به آغوشت راه بده میخواهم برای اولین بار ببوسمتبیا چشمانم...

بیا پیشمچشمانمان را ببندیم ...بگذار تورا در آغوش کشممی خواهم...

بیا پیشمچشمانمان را ببندیم ...بگذار تورا در آغوش کشممی خواهم...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتاد نهدستم را محکم گرفته بود و به دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط