دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت. بلند شدم گفتم دنبال

دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت. بلند شدم گفتم دنبال چی میگردی؟
گفت : پول
.
.
.
.
.

گرفتم خوابیدم

بعد گفت حالا که اینطور شد مودمو میبرم


هیچی دیگه نصف شبی رفتم پول واسش کارت به کارت کردم
دیدگاه ها (۱)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: دوهواپیما بلند شد و همه ...

#موکل_خطرناک_من #رمان_درخواستی. پارت6ویو اتغذام...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:10ویو جینا با ...

دختر تنها{3}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_15نکنه کاری کردن؟نکنه علاقه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط