نگو دوستت دارم ...!

نگو دوستت دارم ...!

انسان این واژه را می‌شنود !
واژه از پوستش رد می‌شود
با نگاهی پایین می رود ...!

اسب‌های قلبش ،
شیهه میکشند، تندتر می‌دوند !

بر سینه ‌اش ،
محکم تر سُم می کوبند ...!

نگو دوستت دارم ...!

انسان باور می کند ...
به تو تکیه می ‌کند ...!
در آغـوشت اشـک می ریـزد ...!

{ انسان باور می کند ...! }
دیدگاه ها (۲)

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

نام=)سایه مافیا### پارت یازدهم: بازیِ مهارناپذیردر حالی که آ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

33pلارا با آرامشی که از خودش هم عجیب بود، بالا رفت و یک لباس...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

P : 20

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط