در خیالم آمدی تا اعتدالم بشکند

در خیالم آمدی تا اعتدالم بشکند
با خیالم می ستیزم تا خیالم بشکند
.
چند روزی با نگاهت شوری حالی داشتم...
محنتم دادی که شاید شور و حالم بشکند
.
خانه ای آباد بودم، صاحب فرّ و کمال
آمدی ویرانه کردی تا کمالم بشکند
.
جای دستم بال شاهین، با نگاهی آتشین
تیر مژگانم زدی شاید که بالم بشکند
.
از شراب مهربانی کوزه ای دارم به دل
سنگ بر جانم زدی شاید سفالم بشکند
.
با لب لعلت نهادی بر نهادم آه را
لب به جامِ مِی گذارم تا ملالم بشکند
.
آرزو دارم که روزی روزگاری عاقبت
تلخی کامم ز رویای محالم بشکند
.
زندگی با رخوت وقت خماری خوب نیست
مستی دیدار تو شاید زوالم بشکند...
دیدگاه ها (۹)

در خیالم آمدی تا اعتدالم بشکندبا خیالم می ستیزم تا خیالم بشک...

...در عشق تو افتـاده و درگـیر خیالمگم‌گشته این شهر منم بی‌تو...

هی چپ و راست نیا توی ِ خیالم گم شو هی نشو اینهمه دلواپس ِ حا...

صداش از خود بهشت اومدهه😭🎀𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هات...

بخداا😭🎀𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحالم کنید💕🧚🏻...

یعنی چیی😭من جونگین میخوامم😭🎀𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت ...

برای دیل.

#طبیعت_زیبا #خرم_آباد

«دکترینِ حَد: انهدامِ الیگارشیِ فاسد و اِعادهٔ نظمِ تراز؛ عم...

#تی_اکس_تی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط