Part

Part:8۵


مادرته : بیدار شین دیگه دیر شد
لارا : من که بیدارم
آجوما : من الان میرم بقیه رو بیدار کنم دخترا بیدارشین
هانی: صبح بخیر عشقای من
نینا : اونییییی
لارا : نینا کوشولووو
سوبین : اینارو تروخدا
آجوما : بفرمائید صبحانه
لارا : بوس آجوما
آجوما : الان براتون آب پرتقال میارم بشینین
نینا: یام یام اونی شونم (جونم) ایدونه (یدونه) سوال دالم
لارا : جانم
نینا : کملت (کمرت ) چیطوره
لارا : وای تو هنوز یادته
نینا : اوهوم من اون لوز (روز ) خیلی نالاحت شودم
لارا : فدات شم من خوبم کمرم عالیه فقط ردش مونده یکممم
هانی : لارا نینا چی میگه کمرت چی شده
لارا : خب میدونین من و نینا تو یه یتیم خونه بودیم که بعدا نینا رو بردن اونجا مارو خیلی اذیت میکردن بهترع بگم کتک میزدن تو یکی از این روزا خیلی زیاده روی کردن و کمرم زخمی شد
سوبین و هانی : چطوری زخمی شد؟
لارا : اوه چه هماهنگ خب آم چطور بگم با میله
مادرته : یعنی چی با میله
لارا : خب میله داغ رو روی کمرم گذاشتن و کمرم سوخت و سوراخ شد اما الان خوبه فقط یه نمه ردش مونده
آجوما : هع (یهو همه لیوانا رو ریخت زمین همینجوری ماتش برده بود که یهو بع سمت لارا هجوم برد)
آجوما : او...اونجا...می‌زدنت...اذیتت میکردن (بغض)
سوبین : آجوما خوبی
آجوما : هب من..من..ببخشید یه لحظه آه من جمعش میکنم
لارا : عا خب بریم آماده شیم
آجوما : لارا لعنت به منو پدرت یعنی چقد درد کشیدی دخترم مارو ببخش
همینجور تو فکر بودم که گوشیم زنگ خورد لورا دخترم بود
آحوما : بله دخترم چی شده
لورا : سلام مامانییییی
آجوما : اوم دختر نازم فرشته مامان یچی شده
لورا : مامان بابا که اومده همونجا راننده شده
آجوما : چی راننده جدید اونه
لورا : عاره مامانی میشه منم بیام اونجااااا تنهام درسمم تموم شده مدرسه ای هم که قراره توش درس بدم اونجاس و نزدیک خونه اوناس دیگه دوباره مجبور نشیم خونه بگیریم
آجوما : آه باسه من با خانوم حرف میزنم
لورا : مرسی مامانییییی
آجوما : هم خدافظ فرشته مامانی
لارا : دخترت بود
آجوما : عه عا خانوم
لارا : آجوما کاش مامانم بودی (بغض)
آجوما : ن...نه...اینجور نگین مادرتون حتما دلیلی داشته (ناراحت)
لارا : هه چه دلیلی خانوم مدیر میگفت که من یه خواهر هم داشتم ولی اونا منو ول کردن هیچ وقت نتونستم همچین کلمه های خوبی رو از مادرم بشنوم همیشه کتک عذاب درد هعی موندم دنبالم گشتن یا نه ( بغض)
آجوما : د..دخترم..حتما گشتن تو بچشونی(بغض)
لارا : نیستم پس چرا خواهرمو ول نکردن (بغضش ترکید و گریه کرد )
آجوما : گریه نکن خواهش میکنم(بغض)
آجوما : دخترم اگه مادرت یا خوانوادت برگردن میبخشیشون؟(بغض)
لارا : ببخشم آجوما من خیلی درد کشیدم هیچ وقت نمیبخشم امید وارم همون قدر که درد کشیدم بکشن(گریه و بریده بریده )
دیدگاه ها (۰)

Part:86آجوما : دخترم دلیل کارشون برات مهم نیست(بغض)لارا : مه...

Part:87ته : کو...کوکمردغریبه : تو گفتی از جونم میگذری ولی من...

Part:8۴فلش بک گذشته آجوما(هانا اسم آجوما) (اون گیول اسم پدر ...

Part:8۳کوک : ته مرض داری هعی سوال میپرسیته : وا خب چه کنم کو...

Part:116سوبین : ز..زنگ..زدمهانی : بگو زود باشن(گریه)آمبولانس...

Part: ۱۱۱سوبین : باشههههمادرته : بریم بریم دکتر چا : بربم(خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط