‏‏*منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندم*

‏‏*منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندم*
منم و سینه ی بیمار، ولی میخندم
منم و حسر تِ یلدا و غزلخوانیِ عشق
شعرِ من وردِ لبِ یار…ولی میخندم
منم و حسرتِ سرخیِ انارِ لبِ او
حسرتِ بوسه و دیدار، ولی میخندم
نفسم بندِ نفسهای کسی هست که نیست
همه دنیا شده دیوار، ولی میخندم…
هر چه فریاد زدم از غم و تنهایی و درد
گوشِ تو نیست بدهکار ، ولی میخندم
کَسِ من روی تو و کارِ من آغوشِ تو بود
شده ام بی کس و بی کار، ولی میخندم*
شدم از عشقِ تو دیوانه و رسوای زمان
آه! ، انگار نه انگار… ولی میخندم
دیدگاه ها (۱)

من از تو سرو عزیزم ثمر نمیخواهمکه غیر سایه ای از تو به سر نم...

در پرده دل خیال تو رقص کندمن رقص خوش از خیال تو آموزم ...مت...

❤❤❤❤❤

❤❤❤❤❤

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁹ ات : از اون تعریف ن...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۳صورتم رو با لذت و شوق توي گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط