🖤My little girl~»

🖤My little girl~»
🖤دختر کوچولوی من~»

🖤Part ۲۸

یهو گوشیم زنگ خورد... جیهای بود!

جواب دادم: الو؟
جیهای با خوشحالی گفت: به بههه عروس خانوممم!!!

داد زدم: زهرمارررر توممم!!! باز شروع کردی😂😫

_هییی خب چیشد بگوو ببینمم

به سقف خیره شدم: همه چیز... خوب پیش رفت!!

_یعنی چییی؟؟؟ چه اتفاقی افتادد؟؟؟ بگو چی گفتتت بهتتت!!!

+بهم کادو تولد داد... یه عروسک خرگوش!

_آخییی ای جاانممم!!! خب...

بعد با شیطنت پرسید: نبوسیدید... هموو؟؟

لپام گل انداخت و دستمو روی چشمام گذاشتم... نمیتونستم جواب بدم... از خجالت خندم گرفت!

جیهای جیغ زد: ا. تتتتت جوااببب بدهههه!!! نگو که واقعا اینکارو کردیددد!!!

با خجالت گفتم: حالا... مگ اینکارم کرده بودم... چیه مگه...!؟

جیهای با هیجان داد زد: هوووراااااااا همو بوسیدیددددد دیگههه تموومممههههه!!! مبارکهههه ا. تتت!!!

خندیدم: هییی خیلی خب بس کن جیهاااییی!!!

_خب الان باید بهش پیام بدییی دیوونه!!!

+وا پیام چی بدم چی بگم!!؟؟

_خب معلومه دیگهه!!! باید بهش پیام بدی... بگی بابت امروز ممنون... مثلا بگی خوب بخوابی و فلان!

+خیلی خب باشه

قطع کردم و به صفحه ی گوشی خیره شدم... واقعا پیام بدم؟؟ خیلی خجالت میکشم اما...

هوووف... نفس عمیقی کشیدم و...

#جونگکوک
ویو جونگکوک

جرئه ای از قهوه خوردم و کرواتم رو شل کردم...
یهو صفحه ی گوشیم روشن شد... پیام!؟؟

از طرف ا. ت!؟؟

لبخندی زدم و پیامو باز کردم.
"بابت امروز خیلی ازتون ممنونم! امیدوارم خوب بخوابی"



⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══════════ـ݂᪶݃ᩚ⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅
ادامه دارد...

#فیک
#فیک_جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_عاشقانه
#رمان
#رمان_عاشقانه
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱۰)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۲۷از سوالش شوکه ش...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۲۶#جونگکوک ویو جو...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part۲۵ جیهای آرایشم کر...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۲۱ صدام میلرزید: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط