برایت نوشتم

برایت نوشتم
گاه کمےفراموشے بد نیست
گاه وقتےبرایت مینویسم،
میخواهم از درون خویش بگریزم
بگریزم از هر آنچه
درمن انباشته شد
این دائم،
تو را به یاد من مےآورد
خواستیم که دور شویم
و راضےبه تولد دوبارۀ
باامیداما
باز پایم به خیال تو گیر میکند
پرتاب میشوم
درست میان برکه اے
که پر است از زلالے تو
و خاطرات تو
برایت نوشتم
میدانے؟
میخواهم بگویم
کاش تواین همه خوب نبودے ...
دیدگاه ها (۱)

لمس کن کلماتے راکه برایت مے نویسمتا بخوانےو بفهمےچقدر جایت خ...

ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻋﺎے ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌے ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﯿﺸﻪ.ﺧﺪﺍﯾﺎاااااﻫﺮ ﻛے ﻻﯾـــﮏ ...

میشه تنهایے بازےکردمیشه تنهایے خندیدمیشه تنهایےسفر کردولےخدا...

با تو بوده امهمیشه و در همه جابا تو نفس کشیده امبا چشمان تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط