وقتـی کـه ترکـم مـی کنـی، یک عمر در جا می زنم
وقتـی کـه ترکـم مـی کنـی، یک عمر در جا می زنم
روی تمــام شـیشه ها ، شبهـا مـقّـوا مـی زنــم
وقـتی کنــارم نیسـتی ، بـیزارم از خورشیـد وُ مـاه
ترکـیبی از خاکـستری ، بـر بــوم ِ فــردا مـی زنـم
چــشمان ِ بـی آرایــشم ، بعـد از تــو صـادق نیستند
جـای خودم ، آییــنه را ، وقــت تماشـا مـی زنــم !
مـایـوس و ُ بی انگـیزه در هـر شـعر دفـنت می کنم
روبـانِ مشـکی گوشـه ی سینــی ِ خرمـا می زنـم
گـاهی تـظاهر مــی کنم ، دارم خـودم را می کُشـم
قـرص ِ مُسکــِّن می خـورم ... اصـلا رگم را مـی زنم!
آنقــدر شـاعـر می شـوم تا مـادرم عـاصـی شـود
آتــش به قلــبِ خســته وُ حســّاسِ بـابــا می زنـم
وقتــی که تــرکم می کنـی، من تـرکِ دنیا می کنم
یــا در خــودت غـرقم بکـن ، یـا دل به دریـا می زنم !
روی تمــام شـیشه ها ، شبهـا مـقّـوا مـی زنــم
وقـتی کنــارم نیسـتی ، بـیزارم از خورشیـد وُ مـاه
ترکـیبی از خاکـستری ، بـر بــوم ِ فــردا مـی زنـم
چــشمان ِ بـی آرایــشم ، بعـد از تــو صـادق نیستند
جـای خودم ، آییــنه را ، وقــت تماشـا مـی زنــم !
مـایـوس و ُ بی انگـیزه در هـر شـعر دفـنت می کنم
روبـانِ مشـکی گوشـه ی سینــی ِ خرمـا می زنـم
گـاهی تـظاهر مــی کنم ، دارم خـودم را می کُشـم
قـرص ِ مُسکــِّن می خـورم ... اصـلا رگم را مـی زنم!
آنقــدر شـاعـر می شـوم تا مـادرم عـاصـی شـود
آتــش به قلــبِ خســته وُ حســّاسِ بـابــا می زنـم
وقتــی که تــرکم می کنـی، من تـرکِ دنیا می کنم
یــا در خــودت غـرقم بکـن ، یـا دل به دریـا می زنم !
- ۱.۲k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط